-
حواستان هست !؟
چهارشنبه 1 بهمن 1393 12:25
دیروز اینقدر سر انتخاب موضوع برای نوشتن این دست و آن دست کردم که اینترنتم آنقدر بی سرعت شد که انگار مرگ مغزی شده باشد و به غیر از دکتر همه به این نتیجه رسیده باشند که بیمار مرده است ولی دکتر بدلایلی نظر ندهد!!! بهرحال بچه ی دکتر هم نیاز به تفریح دارد و تفریح بچه ی دکتر کلی پول لازم دارد و درآوردن اینهمه پول کلی دردسر...
-
انتقام
دوشنبه 29 دی 1393 21:28
-
می لرزیم ...
دوشنبه 29 دی 1393 19:57
زمین بر پشت گاو و گاو هم بر پشت ماهی بود ... امروز یکی از همکاران داشت فوتبال گوش می داد ، چند دقیقه می زد روی آیفون گوشی و موبایل را می گذاشت روی میز و کمی بعد هدست اش را وصل می کرد و خودش تنهایی گوش می داد ، نه بخاطر اینکه دیگران نشنوند بلکه بخاطر پارازیت زیادی که داشت !! شنیدنی تر از گزارش فوتبال ، قیافه ی دیدنی...
-
تبت یدا ابی لهب و تب ...
یکشنبه 28 دی 1393 18:35
-
حکایت
شنبه 27 دی 1393 21:30
طماعی را گفتند : " از خود طماعتر دیده ای !؟ " گفت : " آری ... همسایه ام !! " پرسیدند : " چطور !؟ " گفت : " روزی دامنم را با دو دست گرفته بودم و می رفتم ، همسایه مرا دید و پرسید چکار می کنم ، من هم جواب دادم که دامنم را گرفته ام تا اگر پرنده ای در هوا تخم گذاشت بیافتد توی دامنم !! ظهر...
-
روز پر آرامش ...
جمعه 26 دی 1393 18:52
امروز جمعه آرام و سربراهی بود ، از وقتی کار ساختمان بغل کم شده آرامش به کوچه برگشته ، هر از گاهی که جمعه ها در خانه بودم صدای دارکوب های فلزی که داشتند قالب بندی برای بتن ریزی می کردند تمام کوچه را پر می کرد و مهم تر از آن صدا کردن مکرر آنها و پی ام هایی که بهم می دادند برای ارسال بیل به بالا یا انداختن سطل به پائین و...
-
پای منبر دادو ...
پنجشنبه 25 دی 1393 21:20
شنیده اید که مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد ، حالا بشنوید که دادو که برود بالای منبر هوش مستمع از سرش برود !! روزی ملا را گفتند : " زنت افتاده و هوش از سرش پریده !! " گفت : " آنکه پریده چیز دیگری بوده ، او اصلا هوش نداشت !! " === داشتم کتاب می خواندم ، یکی دو تا از همکاران بودند و اطرافم می...
-
انتقام
چهارشنبه 24 دی 1393 19:58
-
الهی ...
سهشنبه 23 دی 1393 19:41
-
پائیز تحمیلی
دوشنبه 22 دی 1393 23:40
دیدید برخی ها می روند عمل زیبایی انجام بدهند ، حداقل بینی های چسب خورده ای که یکی دو ماه باید بماند برای همه آشنا هستند ، از نظر طالع بینی ، برخلاف نظر صاحب بینی (!!) اگر این چسب نباشد هیچکس متوجه عمل جراحی انجام یافته نمی شود ... تغییرات به چشم کسانی دیده می شوند که ما برای آنها مهم هستیم و اگر کسی پنچ دقیقه یک بار...
-
شبگردی عام المنفعه ...
یکشنبه 21 دی 1393 17:02
دیشب در خانه کمی منتظر یک تلفن ماندم و بعد که مطمئن شدم خبری نشد ، با خیال راحت نشستم برای شام ، قرار بود شام را سبک برگزار بکنم ولی نمی دانم چرا ترازوی احساسم وقتی لازمش دارم دقتش را از دست می دهد !! بعد از شام تصمیم گرفتم بروم و نیم ساعتی قدم بزنم ، موقع خروج از خانه مادرم دو تا نایلون بزرگ داد دستم و قرار بود...
-
نکته
شنبه 20 دی 1393 22:22
ﺯﻣﻮﻧﻪ ﺟﻮﺭﯼ ﺷﺪﻩ ﺩﺧﺘﺮ ۱۴ ﺳﺎﻟﻪ ﺭﻭ ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﯽ۲۶ ﺳﺎﻟﺸﻪ ... ﺯﻥ ۴۰ ﺳﺎﻟﻪ ﺭﻭ ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ ﺍﻧﮕﺎﺭ ۱۴ ﺳﺎﻟﺸﻪ ... ﭘﺴﺮ ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺩﺧﺘﺮﻩ ... ﺩﺧﺘﺮ ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﭘﺴﺮﻩ ... ﺑﻌﺪ ﻣﯿﮕﻦ ﭼﺮﺍ ﺩﯾﻮﻧﻪ ﺷﺪﯼ ﺗﻮ ﺍﯾﺮﺍﻥ ... ﺗﻮ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﺗﻮ ﺣﻤﺎﻡ ﺁﻭﺍﺯ ﻣﯿﺨﻮﻧﻦ ﺳﺮ ﮐﻼﺱ ﻣﯿﺨﻮﺍﺑﻦ ﺗﻮ ﺭﺧﺘﺨﻮﺍﺏ ﺑﺎ ﺗﻠﻔﻦ ﺣﺮﻑ ﻣﯿﺰﻧﻦ ﻣﻮﻗﻊ ﺩﺭﺱ ﺧﻮﻧﺪﻥ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﻣﻮﻗﻊ ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﯽ ﺍﺱ ﺍﻡ...
-
...
شنبه 20 دی 1393 20:48
-
حکایت زیره بردن به کرمان !!
جمعه 19 دی 1393 13:01
حکایت بردن زیره به کرمان را بجز بچه هایی که قبل از رفتن به آمادگی تبلت بدست شده و سرشان در تمام وقتشان توی آن است را همه می دانند !! امروز دوستی از رشت برایم عکس فرستاده بود از برف و پشت بام های برفی در رشت !! ما هم در جواب مرقوم کردیم : " از وقتی خربزه مشهد شده سوغات تبریز ، برف تبریز هم در زمستان می رود در...
-
انتقام
جمعه 19 دی 1393 10:02
-
میلاد پیامبر رحمت مبارک باد
پنجشنبه 18 دی 1393 21:41
-
اژدهای هشت سر !!
پنجشنبه 18 دی 1393 17:30
ظهر از کارخانه به خانه برگشتم ، دغدغه ی هفته ی گذشته ام رفتن به سلمانی بود !! یکساعتی خانه بودم و بعد رفتم سلمانی ، از شانس من یکی از صندلی ها خالی بود و نشستم و سرم را سپردم به استاد سلمانی ، نمی دانم هنوز دست به قیچی شده بود یا نه که خوابیدم و به صدای شسوار بیدار شدم ... آرزو می کردم کاش اژدهای هشت سر بودم و تا...
-
هجوم نور ...
چهارشنبه 17 دی 1393 12:34
-
کار خودم پسندانه !!
سهشنبه 16 دی 1393 13:49
چند وقت پیش می خواستم یک تابلویی به یکی از همکاران بدهم و برای همین یک مدتی فکرم مشغول بود ، تا اینکه در جستجوی موفقیت ؛ موفق شدم یک طرحی را پسند بکنم و برای تبدیل آن تابلو زیبا به تابلویی که امکان تهیه اش باشد دست به کار شدم ... مقدمات کار در کامپیوتر خودم اجرا شد و بعد از نهایی شدن به همان اندازه زمان صرف شد تا...
-
عصر ما ...
یکشنبه 14 دی 1393 21:28
-
زیبایی از جنس طبیعت
شنبه 13 دی 1393 16:23
واقعیت این است که حالا خیلی ها بنوعی کشیده می شوند بطرف زیبایی های مصنوعی ، ولی هنوز هم کسانی هستند که فارغ از " خود به چشم دیگران آراستن " ، زندگی شان را به چشم خویش می آرایند !! امروز داشتم از محوطه ی شمالی ساختمان اداری کارخانه رد می شدم که چشمانم به میوه - دانه های درختان کاج افتاد ، در این قسمت که...
-
انتقام
جمعه 12 دی 1393 17:24
-
شبی که گذشت ...
جمعه 12 دی 1393 12:37
دیشب برای شام مهمان دعوت بودم ، قرار بود از یک جایی ساندویچ بیاید از نوع گیگا بایتی !! البته موقع خوردن معلوم شد که چرا آن ساندویچی سفارش می گرفته و ارسال می کرده و جا برای نشستن و خوردن نداشت !! ادامه ی قرار این بود که برویم خانه ی دوستمان و ساندویچ ها بیایند آنجا و دورهمی بنشینیم و برایش برنامه بچینیم !! اوایل شب که...
-
...
پنجشنبه 11 دی 1393 20:22
-
ددری در شهر ...
چهارشنبه 10 دی 1393 19:08
امروز مرخصی رد کرده بودم ، دیشب تا پاسی از بامداد در حال طراحی و کار روی یک تابلوی چوبی بودم ، باتفاق دستگاه حکاکی لیزری روی چوب و ... احتمال نمی دادم که بتوانم تا آن ساعت بیدار باشم و سرپا این طرف و آن طرف بروم ، یادم افتاد که دلیل اینهمه انرژی مضاعف چی بود ؛ شام دیشب !! دیشب موقع خوردن شام از دو ناحیه در حال سوزش...
-
ولگردی امروز در قاب تصویر
چهارشنبه 10 دی 1393 13:27
بازار امیر !!
-
خط نقاشی ...
سهشنبه 9 دی 1393 23:37
-
"جبران خلیل جبران"
دوشنبه 8 دی 1393 20:04
یهودای اسخریوطی ( همون کسی ست که به خیانت مثل شد.) به مسیح گفت: اگر می خواهی پادشاه یهودیان باشی ما برای حمایت و پیروزی تو شمشیرها و سرنیزه هایمان را خواهیم برافراشت تا بر غریبه ها غلبه کنی. وقتی مسیح این سخنان را شنید مانند رعد غرید و گفت: ای شیطان! از من دور شو! آیا فکر می کنی که من سوار بر مرکب زمان آمده ام تا چند...
-
انتقام
دوشنبه 8 دی 1393 10:10
-
...
یکشنبه 7 دی 1393 22:47