از کش دادن تا کش نوشت ...


امروز کارخانه تعطیل بود ، فقط کارگاه مجاور باید می آمد برای کمی خرده کاری !! آنهم کوهی از خرده کاری های مانده در پای کار ... کارگاه ما هم باید کار می کرد ، برای همین چند نفری اضافه کار نوشته بودم ( البته از اینکه خودم هستم یا نه خبر نداشتند !! ) ، کارکرد روز تعطیل قانون های نانوشته ی خودش را دارد ، روز تعطیل روز کورهاست ، یک چشم هم در این روز مایه دردسر است !! چه برسد به من چارچشم !! 

ادامه مطلب ...

خط نقاشی ...


امروز بعد از ظهر همه دست به دست هم داده بودند تا من نخوابم ... از زنگ آیفون گرفته تا تلفن های مکرری که غالبا اشتباه بودند !! خلاصه اینکه گرمی هوا هم که مرا کلافه کرده بود ، و بالاخره قید خواب را زده و پشت کامپیوتر نشستم !! خیلی کارها کردم ... یکی از این کارها هم جستجو در نت و یافتن چند خط نقاشی خوب بود و چقدر لذت بردم از تماشا و خواندن این تابلوی زیبا که اگر یادم نرفته باشد اثر آقای احمد محمدپور می باشد .



روژان (46 )

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.