امروز حوالی ساعت 6 صبح ، کمی باران آمد ... من با بوی باران بیدار شدم و بعد رفتم توی بالکن و نشستم به تماشای باران ... شهر کم کم داشت بیدار می شد و ماشین ها توی خیابان می آمدند و البته بوق زنان (!) در این شهر مردم یا ول معطل هستند و یا عجله دارند !؟ ساعت 6 صبح در یک منطقه شدیدا مشکونی از نوع برج و اپارتمان ، بوق زدن جز مردم آزاری و مرض چه توجیهی دارد !؟
یکی نیست به این ترامپ بگوید که بعد از ۴۶ سال نه مردم ایران را شناخته اید و نه دولتمردانش را ... البته اینها نوکری که توی اتاق خوابش هم راه داشتند را هم خوب نشناخته بودند و بعد از آنهمه پشتیبانی و کودتا و ... تازه برایشان شاخ شده بود !؟
ادامه مطلب ...
فروردین کم کم دارد به نیمه می رسد و ما کار خاصی نکرده ایم و مشغول تعطیلاتیم ... « ما ملت تعطیلاتیم !» این جمله نه شوخی و نه کنایه است ؛ تعریف ملت و فرهنگ ماست !؟ تعطیلات یعنی تنبلی بدون دغدغه !؟ ( تاکیدا می توانید دو - سه درصد را بعنوان استثناء کم بکنید !! )
ادامه مطلب ...
این صحبت بین دو نفر صورت گرفته است که در زمانی تقریبا بالادستی محسوب می شدند هر چند اولی از دومی یک سرو گردن بالاتر بود !! حالا اولی فوت شده است و نام بردن از او اشکال خاصی ندارد ولی برای دومی هنوز از جهت احتیاط اگر اسمی برده نشود زیباتر است ...