پائیز امسال با باران شروع شده است ، آنهم باران مودب و عشقولانه ... خزان هم آمده است ، بعضی جاها را خزان با حوصله رنگ می زند و بعضی جاها را خیلی سریع ، انگار حوصله اش نمی کشد و یهویی سطل رنگ را می پاشد توی طبیعت و می رود ...
جنگل های ارسباران زیباترین تابلوی طبیعت در بالای سر ماست ، منطقه ای که چهار فصلش زیباست و هر از گاهی راهمان از آنطرف کج می شود ، هفته ی قبل یک عده از دوستان در یکی از ورودی های ارسباران بودند و چند تایی هم عکس برای من آوردند ، هم برای اینکه مدرک بدهند که رفته بودند !! و هم اینکه خبر بدهند که اگر دیر جنبیدید عکاسی پائیز منطقه از دستتان رفت !!
روز عید فوتورافچی می خواست برویم آنجا ولی باران می آمد ، توی جنگل ؛ آنهم از نوع بیشه ای در مه و باران رفتن یعنی پیه ی خیلی چیزها را به تن مالیدن و ما هم نمالیدیم و ماندیم در خانه ... امروز زنگ زده بود که فردا صبح برویم ؛ گفتم از قرار معلوم جمعه را بارانی گفته است و رفتنمان بی فایده خواهد بود ولی گوش شنوا که ندارد یک عالمه ارزش دارد !!
امشب باتفاق یکی از دوستان رفتیم و کمی شهر را گز کردیم و شام کثیف هم خوردیم و کلی از زمین و زمان حرف زدیم ؛ موقعی که از ماشین پیاده شدم داشت نم نم باران می آمد ...
سلام دادو خان
و بعدش نم نم عاشقانه
و هوای دو نفره
ظهر جمعه مهمون داشتیم وگرنه محال بود از این هنرنمایی طبیعت بگذرم.تمام پرده ها را کنار زدم و پنجره ها را باز کردم و گذاشتم خونه هوایی بخوره.بعد هم ابرها از کوه پایین اومدند و چه منظره ای!
خوبید؟
به به چه عکسی!راستی بگم که ما دیروز بارون داشتیم.اولش رگبار در حد لالیگا
من عاشق بارونم.هوای ابری را هم دوست دارم.
امروز که خیلی سرده و البته آفتابی.و هوای تمیز که در طول سال شاید ده بار بیشتر نتونیم شاهدش باشیم.
سلام