یادداشت های دادو
یادداشت های دادو

یادداشت های دادو

کارتیمی ...

 

این روزها مردم در فضاهای مجازی حرفهای زیادی می خوانند و می شنوند و یا تصاویر و فیلمهای کوتاهی می بینند که همان لحظه در چشم و گوششان هضم می شود !؟ 



اگر چیزی خیلی سنگین بود و خیلی زود هضم شد ، یعنی یک فریب در پس و پیش آن نهفته است !؟ اگر ازسال کننده با هدف خاصی آن را گذاشته است ؛ می شود پیش فریب (!؟) ولی اگر بازارسال کننده ، بدون دقت در محتوا و تاثیر و شرایط مکانی و زمانی ، آن را ازسال کرده باشد می شود پس فریب  (!؟)

شما فیلمی واقعی باز می کنید که برای کشور ژاپن می باشد ، مرکز فرهنگی که کار تیمی برایشان بصورت روزمره اتفاق می افتد و انرژی خاص و مضاعفی برای آن بکار نمی گیرند ... بازنشر آن در کشوری مانند ایران ، در همان گام اول و بدون طرح پیش مقدمه ها و کارهای فرهنگی ، یک فریب بزرگ است !؟ لیننده در هر سطحی که آن فیلم را درک بکند ، فریب خورده است و تبدیل به آلت دستی به فریب های بعدی می شود و بدون اجر و مزد ، با بازـ ارسال آن فیلم ، پروسه فریب را جلو می برد !؟ این مورد در خیلی بخش های ورزشی و صنعتی و اجتماعی بازتاب دارد ...

کار تیمی وقتی جواب می دهد که همه ی اعضا متحدا و متفقا به هدف اعتقاد داشته باشند و در وظایف محوله کوتاهی ننمایند و ... ولی اگر قرار باشد یک نفر ذینفع نهایی باشد و برای دیگران وظیفه تعیین بکند و در نهایت ، کل پروسه را صاحب شود و به نام خود تمام بکند ... این خر کاری های جمعی ، هیچگاه توی پوشه کار تیمی قرار نمی گیرد !!

در کشور ما فریب یک صورت معنوی هم دارد و آن اینکه مردم گاهی با عنوان « کار برای خدا » ، توسط عده ای مغرض خر می شوند و با جان و دل کاری را پیش می برند و در نهایت متوجه کلاه گشادی می شوند که سرشان رفته و بدست خودشان یک بی کفایت را بالای دست بلند کرده و تاج سر خودشان می کنند !؟ و بعد که متوجه اشتباه خودشان می شوند ، از خدا و خودشان مایوس می شوند !!؟ در حالیکه این فریب دو طرف دارد ، فریب خورنده و فریب دهنده !؟ و جهان سوم جائی ست که مردمانش بیشتر از نانی که می خورند ، فریب می خورند !؟

سالهای دورتر وقتی من از هلال احمر قطع امید و قطع رابطه کردم ، یکی از مسئواین روباه صفت که حالا برای خودش دکتری شده است و در همه ی کارگروههای بالادستی ، عضو است ... عبارت کار برای خدا را به کار برد و من گفتم :« اگر بخواهم برای خدا کار بکنم ، صبح ها می روم و مسجد را آب و جارو می کنم !! »

این روزها زمزمه گرانی بنزین ، قطعی تر شده و دولت از سوراخ بنزین سوپر (!) راهی برای آغاز گران کردن یافته است ... بنزین سوپر با نرخ آزاد و متناسب با قیمت جهانی (!؟) ولی با کدام دلار ، دلار بازار آزاد !؟ یعنی اختیار دولت هم به دلار بازار آزاد گره خورده است و با اعلام بنزین سوپر ۸۰ هزار تومانی ، عملا , دولت  ، تثبیت قیمت دلار در ۶۵ هزار تومان را اعلام کرده است !؟هرچند به پایداری این نرخ هم شک دارد !؟

برخی اشخاص هم مثل پروسه فریبی که در کار تیمی ذکر شد ، ندانسته و نفهمیده دارند این استباه دولت را از منظر یارانه ای که دولت به سوخت می دهد تفسیر و توجیه می کنند !؟ در حالیکه سوبسید دولت به سوخت ، سوبسید به تمام مدیریت های غلط که در چهل و چند سال شده است می باشد و نباید همه را از چشم سوخت دید !؟ عدم تمرکز زدایی در شهرهای بزرگ ، در بخش های صنعتی ، در حوزه رفاه اجتماعی ، در بخش گردشگری و ... یک زندگی غلط در بین مردم رواج داده است که فشارش روی مصرف سوخت آمده است !؟

کلا شهر بالای دویست هزار نفر در ایران ، نه مدیریت خوبی می تواند داشته باشد و نه رفاه مناسبی ... و انباشت جمعیت ، کار و تولید در چند شهر بزرگ ، که مستعد و مناسب برای رانت خواری و اختلاس و دزدی می باشند (!؟) مشکلات عدیده ای بهمراه دارد و دولت و مردم را در فشار قرار می دهد تا دزدان و شیادان ، براحتی برای خود ببرند و بدوزند !؟

 

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد