یادداشت های دادو
یادداشت های دادو

یادداشت های دادو

نقل یک‌خواب ...

من هر از گاهی خوابهای عجیب می بینم که در کیسه معبران خواب در مورد آنها مطلبی پیدا می شود و نه در کتابهای ایزاک آسیموف (!؟) و برای همین در اینجا برای اینکه فراموش نکنم بایگانی می کنم ....

 

پریشب حوالی صبح در یک خواب عجیب و فرازمینی بودم ... جزئیات زیادی در یادم نمانده است ، در یک ساختمان یا مرکز زیرزمینی بودیم و هر از گاهی به نوبت تعدادی از ما بیرون می رفتیم برای یک سری کارهای تحقیقاتی و بر می گشتیم ...

توی سیستم به من خبر دادند که ماموریت بدلیل یکسری اختلال پیش آمده که عمدی می باشند لغو شده و ماندن ما در آن وضعیت خطرناک خواهد بود و باید برای وصعیت انتقال به زمین آماده شویم ... من و دو نفری که حالا بیادم نمی آیند در مرکز بودیم و بقیه بیرون بودند ، وصعیت فوق العاده بود و منتظر ماندن فایده نداشت ... جالبی داستان خواب اینجا بود که توی یک کپسول وارد شدیم و تقریبا حس خوبی نداشتیم چون برای انتقال باید دمای عادی بدنمان روی ۲۶ درجه تنظیم می شد و کمی غیرقابل تحمل بود ... وقتی عدد ۲۶ روی مونیتور کپسول دیده شد ، من بیدار شدم !!

و دیشب ، قسمت اول خواب دیروزی را داشتم می دیدم ... توی یک برج بزرگ بودیم و از این طبقه به یک طبقه دیگر می رفتیم و تقریبا تمام خواب در راهروهای آن برج گذشت و هی آزمایش می دادیم و آموزش های مربوط به انتقال در فضا و جالب اینکه جواب های من هی ارور می داد و آنجا هم زیر سبیلی رد می کردند !!؟

 

نظرات 1 + ارسال نظر
فاضله یکشنبه 23 اردیبهشت 1403 ساعت 10:05 http://1000-va2harf.blogsky.com

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد