من هر از گاهی خوابهای عجیب می بینم که در کیسه معبران خواب در مورد آنها مطلبی پیدا می شود و نه در کتابهای ایزاک آسیموف (!؟) و برای همین در اینجا برای اینکه فراموش نکنم بایگانی می کنم ....
پریشب حوالی صبح در یک خواب عجیب و فرازمینی بودم ... جزئیات زیادی در یادم نمانده است ، در یک ساختمان یا مرکز زیرزمینی بودیم و هر از گاهی به نوبت تعدادی از ما بیرون می رفتیم برای یک سری کارهای تحقیقاتی و بر می گشتیم ...
توی سیستم به من خبر دادند که ماموریت بدلیل یکسری اختلال پیش آمده که عمدی می باشند لغو شده و ماندن ما در آن وضعیت خطرناک خواهد بود و باید برای وصعیت انتقال به زمین آماده شویم ... من و دو نفری که حالا بیادم نمی آیند در مرکز بودیم و بقیه بیرون بودند ، وصعیت فوق العاده بود و منتظر ماندن فایده نداشت ... جالبی داستان خواب اینجا بود که توی یک کپسول وارد شدیم و تقریبا حس خوبی نداشتیم چون برای انتقال باید دمای عادی بدنمان روی ۲۶ درجه تنظیم می شد و کمی غیرقابل تحمل بود ... وقتی عدد ۲۶ روی مونیتور کپسول دیده شد ، من بیدار شدم !!
و دیشب ، قسمت اول خواب دیروزی را داشتم می دیدم ... توی یک برج بزرگ بودیم و از این طبقه به یک طبقه دیگر می رفتیم و تقریبا تمام خواب در راهروهای آن برج گذشت و هی آزمایش می دادیم و آموزش های مربوط به انتقال در فضا و جالب اینکه جواب های من هی ارور می داد و آنجا هم زیر سبیلی رد می کردند !!؟