اینترنتم
قطع شده بود ، وقتی کامپیوتر را روشن کردم صفحه ی ایرانسل بالا آمد که
حساب شما نیاز به مرمت مالی دارد ، منهم بی خیال و بی خبر از همه جا رفتم
سراغ صفحه ی پرداخت ها و دیده ام برای اینترنت ماهانه 157000ریال ، بیست دوم
بهمن ماه ( یوم ا... ، یوم ا... ) سی هزار تومان واریز کرده ام که لااقل تا
سیزده بدر این صفحه ی شوم را برای من بالا نفرستد !!! حالا چطور حساب می
کنند بماند ، سی هزار دیگر برای واریز اقدام کرده ام ، بانک ملت راه نمی
داد و بانک ملی هم خبر دریافت را داد و انتظار من برای وصل شدن زیاده از حد
طول کشید ... دوباره مراجعه کردم و دیدم درج کرده است تراکنش در حال انجام
... یعنی 6 ساعت بود که بانک ملی دست به ریش ایستاده بود تا ایرانسل این
وجه را از او دریافت کرده و برای ما مجوز ورود صادر بکند ...
===
از شدت بی اینترنتی یک ساعتی از خانه بیرون رفتم برای قدم زدن ، داشتم از جلوی مغازه ی یک آنتیک فروش رد می شدم که صاحب آنجا بیرون آمد و مرا به داخل مغازه فراخواند ... این مغازه تعدادی وسایل قیمتی و عتیقه دارد و چند بار خالی بندی های من در مورد برخی وسایل خوب گرفته بود برای همین سر یک معامله بعنوان شاهد مرا هم دعوت کرده بودند ، مورد معامله یک عدد انگشتر بود که حالا عکس اش را می گذارم و فردا قیمتی که معامله شد را درج می کنم ، شما فقط حدس بزنید هر یک از این انگشتری ها را چند معامله کردند ... منهم با کلی ناز و عشوه بعنوان شاهد معامله زیر سند را امضا زدم ، همین ...
یک مثلی هست که می گوید : " وقت ات زیاد شاهد باش ، پولت زیاد است ضامن باش !! "
===
بعد از ظهر دو ساعتی خوابیدم و برایم 4 ساعت آب خورد ، اخیرا مشکل جدیدی پیدا کرده ام و آن اینکه وقتی سر ظهر می خوابم به همان اندازه از ابتدا و انتهای خوابم کم می شود ... دیشب با اینکه مهمان بودم و دیروقت به خانه برگشتم تا ساعت دو بامداد چشم براهی بودم که خواب از آنجا می آید و ساعت 4 صبح بیدار شده و چشم براهی بودم که خوابم از آنجا رفته بود ... شاید ویروس این مشکل از زمانی به خوابم رسیده است که از وایمکس استفاده می کنم طبق محاسبات سرانگشتی که دیروز کردم اینترنت روش محاسبه اش بقول مثل معروف ما " بیر اَت ، بیر پیتی !! " است ...
( یک غذاخوری بود که سر مشتری های ساده و بی اطلاع را به همین روش کلاه می گذاشت ، یعنی زمان حساب کردن غذایشان یک آبگوشت برایش می زدند و یک عدد
دیزی !! )
===
دیشب مهمان بودم ،البته قرار بود خیلی رژیمی رفتار بکنم ولی چون نوبت های انتهایی مهمانی های دوره ای دوستانه است ، تعداد غائبین موجه و غیر موجه زیاد شده است ، برخی ها گوشی خاموش می کنند و برخی ها مهمان نوازی شان را بهانه می کنند !! آخر سر هم همه ی مشکلات سر سفره را باید من ، دست تنها ، حل بکنم ...