تاریخ ما پر است از کسانی که به زور شمشیر و با انگیزه تخت و ریاست ، بلند شدند و دیر یا زود ، خود و یا فرزندانشان ، طعم تلخ فرو افتادن را چشیدند !؟ و مطمئنا کسی را در تاریخ ایران زمین نداریم که به غیر از ظلم به بزرگی رسیده باشد ، اگرچه تاریخ نویسان از ترس یا از طمع ، در شستن بدی های او نهایت تلاششان را کرده باشند ...
اشعار پروین اعتصامی ، حکایت ها و قصیده های زیبا و آموزنده ی او ، شاید از این جهت باب میل هیچ دستگاه حاکمه ای نبوده و نخواهد بود که او برای صفات خوب و بد انسانی شعر سروده است و نه برای شخص و تاریخ خاصی و برای همین مانند آینه ای سیاستمداران و حاکمان را به خود و به خلق نمایان می سازد ... وقتی شما شعر پائین را می خوانید ، انگار در برنامه ای دارید سرتیتر روزنامه های کشور را می خوانید ؛ انگار نه انگار این شعر برای صد سال پیش است !!؟
روز شکار، پیرزنی با قباد گفت
کز آتش فساد تو، جز دود و آه نیست
روزی بیا به کلبهٔ ما از ره شکار
تحقیق حال گوشهنشینان گناه نیست
هنگام چاشت، سفرهٔ بی نان ما ببین
تا بنگری که نام و نشان از رفاه نیست
دزدم لحاف برد و شبان گاو پس نداد
دیگر به کشور تو، امان و پناه نیست
از تشنگی، کدوبنم امسال خشک شد
آب قنات بردی و آبی بچاه نیست
سنگینی خراج، بما عرضه تنگ کرد
گندم تراست، حاصل ما غیر کاه نیست
در دامن تو، دیده جز آلودگی ندید
بر عیبهای روشن خویشت، نگاه نیست
حکم دروغ دادی و گفتی حقیقت است
کار تباه کردی و گفتی تباه نیست
صد جور دیدم از سگ و دربان به درگهت
جز سفله و بخیل، درین بارگاه نیست
ویرانه شد ز ظلم تو، هر مسکن و دهی
یغماگر است چون تو کسی، پادشاه نیست
مُردی در آنزمان که شدی صید گرگ آز
از بهر مرده، حاجت تخت و کلاه نیست
یک دوست از برای تو نگذاشت دشمنی
یک مرد رزمجوی، ترا در سپاه نیست
جمعی سیاه روزِ سیه کاریِ تواند
باور مکن که بهر تو روز سیاه نیست
مزدورِ خفته را ندهد مزد، هیچکس
میدان همت است جهان، خوابگاه نیست
تقویم عمر ماست جهان، هر چه میکنیم
بیرون ز دفتر کهن سال و ماه نیست
سختی کشی ز دهر، چو سختی دهی بخلق
در کیفر فلک، غلط و اشتباه نیست
چه شعری پروین سروده است
الان فیلم اش را سینماها دارند نمایش می دهند
من چون اهل سینما نیستم یعنی از آن وقت که آپارات جمع شده و تصویر روی مانیتور پخش می شود تمایل به دیدن فیلمهای بیروح را ندارم
حرف روز را باید طوری گفت که به درد هر روز بخورد ...

حالا کسی نه بهار می خواند و نه نیما و نه عشقی و ... ولی پروین با شعرش در روزمره ما جاری ست !؟ او مادر شعر ایران بود