یادداشت های دادو
یادداشت های دادو

یادداشت های دادو

و باز لس آنجلس ...

 

خبر داع این روزها ، همچنان لس انجلس است ... سرزمین فرشتگان در آتش سوخته است و حالا تقریبا خالی از فرشته شده است !؟ دلخوشی و سرگرمی خاص و نفس تازه ای به فضای مجازی وارد شده است و هر کس هر چه در چنته دارد ، روی این پروژه می گذارد !؟

 

اگر اتفاقات غزه هم نبود !؟ باز برای امثال من چنین اتفاقی خوشآیند بود و نمی دانم چرا هنوز جریان دلخوشی ام به این آتش بازی بزرگ را نتوانسته ام به جریان غزه گره بزنم !؟ به نظر من نمی شود عامل اصلی در کشور خودش ، هنوز مشغول جنایت باشد و ما از بابت اتفاقی که برای کشوری دیگر افتاده ؛ هرچند پشتیبان مالی و حامی قلبی (!) خوشحال شده و این را به تاوان آن بگیریم !؟ مگر خدا در قرآنی که به آن اعتقاد داریم ، چند بارو چند جا  تکرار نکرده است " کسی را به جرم کار دیگری نخواهد گرفت !؟ " پس نمی شود این اتفاق بزرگ را به حساب غزه گذاشت و دور آن مانور داد ... 

آمریکا برای هزار سال سوختن ، صرفا بخاطر سرخپوستانی که قتل عام کرده است !؟ بدهکار تشریف دارد ... هزار سال هم به خاطر برده داری و بهره کشی از ملت های دیگر  ... هزار سال هم به خاطر انواعی از جنایات درون کشوری اش ... هزار سال هم به خاطر انواع جنایات جنگی در کشور های دیگری مثل ویتنام و کامبوج و لائوس و آفریقا و ... بنظرم فعالیت برخی از رسانه ها در فضای مجازی و گره زدن لس آنجلس به غزه (!) نوعی گناه شویی و جرم شویی می باشد !؟ همان بهتر که آن را یک اتفاق تلخ طبیعی درنظر بگیریم که از نظر خواست قلبی افرادی مثل من در بهترین زمان و در بهترین مکان شکل گرفته است !؟

در مورد اقدامات آتش نشانان لس آنجلس ، باید به جای بی نزاکتی و سوءتعبیر و ... همیشه از کار آنها تقدیر بشود !؟ یک آتش نشان می تواند در این قبیل موارد خود را به مریضی بزند و یا خانواده اش را بردارد و فرار بکند !؟ ولی آنها به واسطه ی شغل شریفی که دارند باید در محل حاضر بشوند ولی اگر در ماشین شان آب نداشته باشند نباید تحقیر بشوند !؟ هیچ فردی جوابگوی سیستم اش نیست ... حالا یک ناخلف حرامزاده هم از آتش نشانی که با یک کیف چرمی آب در جایی ریخت فیلم بگیرد و منتشر بکند !؟ و یک عده هم از آن استفاده ضدتبلیغی بکنند !؟ مطمئنا یک آتش نشان می داند که با یکی دو لیتر آب نمی شود آتشی را خاموش کرد ولی شاید آن مرد شریف با آن کیف، آب را روی یک باکس برقی می ریخت تا خنک بماند و تا زمان رسیدن ماشین بعدی دوام بیاورد !؟

این روزها سالگرد آتش گرفتن ساختمان پلاسکو می باشد ... اتفاقی که یک رسوایی بسیار بزرگ برای سیستم آتش نشانی پایتخت ما بود !؟ اینکه در یک سانحه بیش از دویست نفر مصدوم بشوند ، زیاد مهم نبود !؟ اینکه چند نفر هم کشته بشوند باز هم زیاد مهم نبود !؟ ولی اینکه 16 نفر آتش نشان که برای نجات رفته بودند ، کشته بشوند یک ضایعه و یک فاجعه سیستماتیک بود !؟ حالا اسم اش را گذاشتند شهدای راه خدمت !!؟ چند مجسمه یادبود هم برایشان ساختند !؟ ولی این از حجم فاجعه نکاست ، البته مردم عادی بهترین گزینه برای گذاشتن کلاه هستند ، چون مردم عادی زود احساساتی می شوند و زود می شود جای مجهولات را در معادلات تغییر داد و چه بسا ، با دو حرکت حساب شده جای دوست و دشمن درذهن مردم عوض می شود !؟ متاسفانه من هنوز بعد از چندین سال منتظر دادگاهی شدن عوامل بالادستی شهرداری تهران و مسئولین ارشد آتش نشانی و خدمات ایمنی و فرمانده میدان آتش نشانی در جریان پلاسکو هستم !؟ و قبل از آن مشخص شدن دلیل این حادثه که با کمی جوسازی و فیلم بازی کردن ، به دفتر مجهولات تاریخی این کشور اضافه شد !؟

خدمات رسانی و عملیات در داخل شهرها از سخت ترین کارها می باشند ، شما اگر یک قدم جلوتر از حادثه اقدام نمائید برخی ها شما را به افراط متهم می کنند و متاسفانه هیچ دادگاهی از شما حمایت نمی کند !! اگر یک قدم محتاط تر عمل نمائید ، شما متهم به اهمال کاری می شوید و همه ی زبان ها بطرف شما دراز می شود !! متاسفانه شعور شهروندی در همان دقایق اول حادثه و اتفاق به درد می خورد و با اولین اطلاعیه ، مردم باید سریعا اقدام کرده و محل را ترک کنند تا نیروهای امدادی سریعا به راحتی وارد میدان بشوند ... در حادثه پلاسکو ، بعد از سه ساعت ، هنوز برخی نمی خواستند ساختمان را ترک بکنند !؟ در حادثه لس آنجلس ، در یک فیلمی که من دیدم ، ساکن یکی از ویلاهای لوکس ، در حالیکه اطراف ویلا را آتش فراگرفته بود ؛ هنوز داشت فیلم می گرفت ، یعنی بیشعوری که ثروت میلیاردی داشت هنوز نمی توانست خطر را درک بکند !؟

در یک فیلمی هم ، دختر " خاک پای مردم ایران " (!) از قطعی برق در 36 ساعت گذشته خبر می داد و اینکه وضعیت اصلا خوب نیست و از این لوس بازی ها متداول در این جریانات !؟ همه چیز فیلم یک طرف ، اینکه خاکِ پایِ مردم ایران چه تاثیرات شگرفی دارد مرا متعجب کرده بود ... خیلی از مردم فریب ها از برکت همین خاک پا ، به کجاها رسیده اند !؟

 

نظرات 2 + ارسال نظر
سلام شنبه 22 دی 1403 ساعت 19:25

با درود
امروز خبر آمد هلال احمر ایران اعلام آمادگی برای کمک رسانی به لس آنجلسی کرده است
کاشک اونا قبول کنند
واقعه ی ساختمان پلاسکو و سینما رکس آبادان تاریخی شد
وقتی ساختمان تخریب شد و آتش‌نشان‌ها زیر آوار ماندند من از طریق تلویزیون معادل فارسی اش هنوز کشف نشده
شاهد بودم
یکی از مشاغل آتش‌نشان است
هم باید مرتب تمرین کنند و هم باید بدن را آماده نگه دارند
بعضی وقتها مانور آنها را من می بینم زمان می دهند تا یک شلنگ را آماده کنند و بعد جمع کنند

سلام
این اعلام آمادگی بیشتر از آتش ، آمریکایی ها را می سوزاند ولی طبق عرف بین المللی باید اعلام شود ... پلاسکو آتش گرفت ولی در نهایت در آب خفه شد !!
آمادگی جسمانی یکی از شروط اولیه کار در این شغل می باشد ... البته من دیده ام که مدیریت کافی روی این مسایل نیست !! مثل همه ی مدیریت های کشکی !؟

سلام یکشنبه 23 دی 1403 ساعت 15:52

با درود
یک ایستگاه آتش نشانی نزدیک ما است جنب یک پارک بزرگ
صبح ها می بینم که پرسنل مشغول ورزش دویدن و نرمش هستند
شاید این ایستگاه مدیریت اش دلسوز تر باشد
خدا وکیلی هر چه بهشون بدهند کم است

سلام
من اخیرا دفتر ثبت فعالیت های یک مرکز آتش نشانی را چاپ می کردم و خیلی چیزها در آنها باید عمل و درج گردد ... این ورزش عمومی هم و حتی سالن بدنسازی و ... هم باید وجود داشته باشد، دو میدانی و ورزش صبحگاهی بیشتر خودفریبی و عوامفریبی است !! من مداحی را می شناسم که اسم اش از یکی از ایستگاههای آتش نشانی برای حقوق و مزایا رد می شود و ...
آمریکای قبله آمال دنیاپرستان که آنگونه هست ، فکر کنید در ایران برنامه و مدیریت چگونه است !؟

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد