نیمه دوم دی ماه برای تقویم مناسبتی کشور ، پر از مناسبت ها و حوادث پر ابهام می باشد که حتی تغییر در دولت ها هم (!؟) گره این ابهامات را نگشوده است ...
کارشناسانی که همه چیزدان بودند و برای هر چیزی پاپوشی می دوختند ، در قبال این حوادث سکوت معناداری پیش گرفتند و بنوعی کوس رسوایی برای همه ی کسانی که نقش سوپاپ اطلاعاتی و امنیتی دارند ، تلقی می شود !
داستان رازآلود حادثه کشتی سانچی و پرونده ای که ظاهرا نه سیاسی بود و نه نظامی (!؟) ولی توسط دروغگوی بزرگ دولت وقت ( ربیعی!؟) چنان درهم برهم شد که تا سالها می شود از آن قصه ساخت و داستان شنید !؟
حادثه بعدی ، داستان هواپیمای مسافربری اوکراینی بود که همه ی گفته ها ؛ از هر طرف که ایراد شده باشد ( چه موافقین و چه مخالفین ) کمکی به باز شدن قفل رازش نکرد و اینهم به پرونده های پر حدس و بی جواب اضافه شد و زمانی دور یا نزدیک ، شاید یکی بیاید و داستان کاملش را بیان بکند ؛ البته آنقدر در حواشی آن بازی سیاسی شد که رسیدن به باور را سخت خواهد کرد ...
حادثه دیگر دی ماهی ، حادثه درگذشت هاشمی رفسنجانی بود ، مردی از جنس سیاست که معلوم نشد کنار رفت یا کنار زده شد (!) ولی از قرائن پیدا بود که خود از اینهمه سیاست بازی خسته شده بود ... داستان مرگ مشکوک و شاید هم عادی در استخری منسوب به خاندان پادشاهی قبلی ، داستان مرگ را شبیه قصه های هزار و یک شب کرد ولی این مرگ آنچنان که باید کسی را متاثر نساخت و توخالی بودن توهمات سیاسی را اثبات کرد ...
حادثه دیگر دی ماه ، حادثه پلاسکو بود که بیکباره بر سر جنازه هاشمی آوار شد تا مردم سرشان به خبر مهمتری مشغول بشود ... حادثه ای که در دنیا بی سابقه نبود ولی خبرهای خوبی برای پرکردن فضای مجازی و رسانه های داخلی و خارجی داشت ...
شاید یک دلیل برای پرابهام ماندن این حوادث این بوده باشد که فقط لباس دولت ها تغییر کرده و سیاستمداران و مدیران مسئول ، همانهایی بودند که هستند (!؟) مثلا علی ربیعی ، تقریبا در هر حادثه ای نقشی دارد و تریبونی !؟ و شاید در هر روزی که بر کشور می گذرد ... این فرد نه تنها در ایران که در افغانستان هم جای پا دارد و به همان اندازه که برای ما دردسر دارد برای آنها هم می سازد !؟ و مطمئنا حالا هم ، در دولت جدید ، میز و تریبونی دارد و چراغ راهنماست ... در جریان استیضاحش در مجلس ، بیشتر از خودش فشار روی شانه های پزشکیان بود !؟