سال 2000 را خیلی ها بیاد دارند ، با آنهمه تبلیغاتی که برایش شده بود و پیشگویی ها و ترانه هایی که ساخته شده بود ... " سال سقوط ، سال فرار " ، داریوش شاید مشهورترین زمزمه آن زمان ها برای ما بود ... به تقویم ما حوالی 79 - 80 بود !!
طبق معمول آن روزها ، حرف و حدیث ها در جامعه می پیچید ؛ ولی به دلیل اینکه هنوز کامپیوتر و اینترنت فراگیر و شخصی نشده بود !؟ ، مثل امروزها ، دسترسی ها باندازه کافی نبود ... ( من سال 77 کامپیوترم را خریدم ، نه به قصد خرید و کاربرد خاص ، که بصورت اتفاقی و بقول خودمان افتادنی (!) و تا سالها استفاده خاصی نمی توانستم بکنم چون هنوز راه نیافتاده بودم و راهنما هم نداشتم ... مثلا باز کردن ایمیل را یکی یادم داد و اولین ایمیل من از کانادا برایم باز شد و ... ) و البته این مورد بعدها برای 2012 هم پیش آمد ... خلاصه اینکه مردم به چیزهای بی اهمیت زیاد و در عین حال بیخیال ، پول خرج می کنند و برای همین است که برخی ها در اتاق فکرهای اقتصادی شان (!) روی این قبیل مسایل زیاد کار می کنند و برنامه می ریزند !؟ فکر کنید در هر مناسبتی ، چه میزان ریخت و پاش و گردش مالی صورت می گیرد ؛ مطمئنا ما نمی توانیم اعداد را تخمین بزنیم ولی فکر کردن در حول و حوش آنها ، باندازه ای که وقتمان تباه نشود و عمل مان منجر به گناه نشود ، بد نیست !؟
سال 2000 را آمریکایی ها بهتر از ما می شناختند ، آنها می دانستند که برنامه ریزی های کامپیوتری آنها شاید به مشکل بخورد !؟ و برخی نرم افزارها و سیستم شاید دچار ارور بشوند برای همین ، از چند سال قبل ، پیش نقشه هایش را کشیده بودند تا اگر مشکلی پیش آمد(!؟) به راحتی از زیرش در بروند و هول و ولای این ناهنجاری ها را گردن فرازمینی ها و کهکشان ها بیاندازند !!؟ سال 2000 را سال ریاضیات نامیده بودند و برای همین شایعات پیرامون ، افراد را نسبت به این مسایل حساس می کرد ... همان سال بود که کتابی دیدم به نام " اعداد و تقدیر " ، سال 79 چاپ اولش بود و معلوم بود نگهداشته اند تا به وقتش چاپ کرده و به فروش برسانند !؟ کتابی که مثل خیلی از کتابهای فال بینی و پیشگویی و ...تا حدودی می توانست خوانندگانش را مشغول و راضی نگهدارد !؟ بازی با اعداد و در ورای آن برخی تعبیرها و تعریف ها و ... من کتاب های متعددی خوانده بودم و برای همین کمی تا قسمتی می توانستم ، برداشت تفریحی خاصی از این کتاب ها داشته باشم و بواسطه برخی کتاب هایی که قبلا خوانده بودم هم نمی خواستم و هم نمی توانستم زیاد شیفته بشوم (!؟) ولی همان اندازه از تفریحی بودن هم دلخوشی هایش را داشت ...
سال 2000 یک سال معمولی بود که زیاده گنده اش کرده بودند !؟ با توجه به شرایط آن زمان ، انرژی زیادی هم صرف کرده بودند ... اگر امسال این جریان ها را بخواهند راه بیاندازند ( که می اندازند ! ) با چند استوری و سلبریتی پرفالوور و فضای نامحدود رسانه های مجازی و هوش مصنوعی و ... و هزینه بسیار کمتری راه می افتد !؟ آنقدرسال 2000 را حساس کرده بودند که هر اتفاقی که می افتاد ، انگار حساس ترین اتفاق زمان خودش بود !؟ از خبرهایی که ما می توانستیم بفهمیم و بشناسیم مرگ فردین ( بازیگر و ورزشکار معروف ، مرگ حافظ اسد در سوریه ، احمد کایای خواننده مشهورو محبوب ترکیه ای و ... بود و البته یکی هم بود شاید باید زیادی معروف می شد ولی همچنانچه خودش هم اعتقاد داشت نسبت قومی و خونی اش او را بالا نکشید و با اینکه نامی ایرانی داشت ولی زاده فرنگ بود و در فرنگ هم فوت شد و تنها یک ستون مقاله از او درج شد و اسمش فریدون اسفندیاری بود که بیشتر بخاطر اسم مستعارش جلب توجه می کرد اف ام 2030 !؟ شاید مورد توجه بودن او برای من از ناحیه اسم و کد اش بود ... از یکی دو سال قبلتر ، من نسبت به عدد 23 حساس شده بودم و تقریبا در هر کجای زندگی ام عدد 23 را داشتم !؟ بنده خدا ( البته بیشتر بنده علم و تخیلات علمی بود ! ) گفته بود که 2030 را انتخاب کرده ام تا تولد صدسالگی ام را در 2030 جشن بگیرم ولی از فیلتر 2000 رد نشد !!؟ و این هم مهم است و آن فرضیه ی معروفش که گفته بود در 2030 ، انسان به مسئله مرگ فائق خواهد آمد ...
متاسفانه چند روز است که وبلاگ هم دچار اشکالاتی شده است و گاها بالا نمی آید و گاه هم کوکش ناساز می شود !! این پست هم در نیمه راه دچار بحران شد و ذخیره خودکار عمل نکرد و یهو پرید ...
به یکی گفتند که عزرائیل بچه تقسیم می کند ! گفت به بچه های ما کاری نداشته باشد ، بچه دادنش را نخواستیم !؟ ... داستان عزم راسخ رئیس جمهور ما در مقابله با فیلترینگ به دادن بچه از طرف عزرائیل شبیه است !؟ آقا کلا واتسآپ را حذف کنید و همان اینترنت ذلیل شده را برگردانید ... خدا بیشتر از دولتی ها ، آن تعداد از ملت طماع و خفیف را لعنت کند که با خواست های نامعقول از اربابان نامربوط (!) اژدهای بی لیاقتی آنها را بیدار می کنند !! " بر در ارباب بی مروت دنیا / چند نشینی که خواجه کی به درآید "