یادداشت های دادو
یادداشت های دادو

یادداشت های دادو

نیش عقرب !؟

 

 شاعری هم گفته : " نیش عقرب نه از ره کین است  /  لیاقت دور و بری ها همین است " ... گاهی وقت ها من فکر می کنم که آدمها در روزگاران گذشته در چه اوضاعی زندگی می کردند که آن تعداد مَثَل را درست کرده اند ، تا هم زودتر منظورشان را برسانند و هم راحتتر به دست ما برسانند و دیگر اینکه در روز گار ما سه چهارم آن مثل ها دیگر کاربرد ندارند و این یعنی اوضاع ما هشتاد درصد از آن روزگاران بهتر است ...

 

 

این روزها نابسامانی های اجتماعی خیلی زیاد شده است و خاصیت بی نظمی همینگونه است و هر قدر جلوتر می رویم نابسامانی ها بیشتر و بیشتر می شود و برای همین مردم چند دسته شده اند !؟ یک دسته که کلا عصب کشی کرده اند و خودشان را در حالت ماست قرار داده اند !؟ یک دسته ی دیگر سر هر موضوعی وارد بحث شده و البته بلافاصله در اولین فرعی مسئله را سیاسی می کنند !؟ برخی ها همسو با بی نظمی هاهستند و برخورد با نابسامانی ها را حساسیت زیاد تلقی می کنند و ادعا دارند که باید با زمانه پیش رفت و از منظر آنها بی نظمی از ارکان پیشرفت است !؟ یک عده هم هستند که نمی توانند در مقابل بی نظمی (!) زیاد مقاومت بکنند و با حرفهای تلخ و یا رفتارهای خاص ، حرص و جوششان را بیرون می ریزند ( من اغلب در این دسته قرار دارم !؟ )دیدید که برخی ها در راه بندان یهو قاتی می کنند و می روند بین ماشین ها و راه را باز می کنند ، آنها بیشتر از اینکه آدم خوب داستان باشند ، روانی کمی مثبت هستند !؟

پریروز سر یک بدقولی اعصابم قاراشمیش شده بود ، حوالی ساعت 15 زنگ زده بودم لیتوگرافی تا یک فقره زینک تهیه کنند برای یک چاپخانه و کاغذ هم فرستاده بودم چاپخانه و همه چیز به خوبی پیش رفته بود و سر ساعت 6 هماهنگ شده بودم برای برداشتن سفارش ها و ... ( اتفاقا چون گفتم کمی ضروری هست ، خود لیتوگراف گفت که یک ساعته به چاپخانه ارسال می کند !؟ ) ساعت 17/30 زنگ زدم به چاپخانه که ببینم چاپ ها آماده هستند که خبر داد هنوز زینک نرسیده ( جهت اطلاع رسانی بیشتر ، زینک  یک ورق آلومینیومی هست که طرح روی آن حک می شود تا در چاپخانه و با ماشین های افست با آن چاپ بزنند ؛ پدربزرگ زینک در پلی کپی های قدیمی ، جناب استنسر خان بود !؟ ) خلاصه اینکه زنگ زدم لیتوگراف و گفت که حالا آماده شده و می فرستند !؟ اعصابی که من داشته باشم ، کلا بهم ریخت !؟ یک کار خیلی ساده و روتین یکی دو ساعته ، با توجه به آخر هفته ای بودن زمان ، تبدیل شد به یک تاخیر 48 ساعته !؟ ... 

دیروز صبح رفته بودم مرکز شهر و کار زیادی نداشتم و برای همین طرف ظهر زنگ زدم به یک همکار بازنشسته که دوستی اش را تا بیرون از کارخانه هم ادامه داده است و قرار گذاشتیم برویم جمعه بازار کهنه و خرت و پرت فروشها ... تنها جایی که چشم از تماشا سیر می شود ولی هیچ تمنایی برای پول خرج کردن بالا نمی آید !!؟ ( اگر زمانی روانپزشک می شدم ، در نسخه ی بیمارانم ، هر هفته سه ساعت قدم زدن و تماشا در بازار دستفروشان و خرت و پرت فروشان را می نوشتم ... سه ساعت بودن در آنجا می تواند اعصاب را برای هفته بعد شارژ کند !؟ ) هوا هم که ناجور قاراشمیش بود ، ابرهای یکطرف آسمان نوید سه متر برف می دادند و ابرهای اینطرف آسمان چند دقیقه باران را هم گردن نمی گرفتند و قسمتی از آسمان هم آبی و ابرهای پراکنده بودند !!؟ باد تندی وزید و در هر متر مربع نیم آفتابه باران چکید و تمام شد ولی باندازه کافی در میان مردم ؛ بساط داران و خریداران ، ولوله افتاد !؟ بعد از ظهر هم آسمان به هر شکلی درآمد و هر ادایی درآورد ولی نه برفی داشت و نه بارانی !؟

در مسیر بازگشت به خانه ، توی اتوبوس ، جوانی نشسته بود و ما هم کنارش ایستاده بودیم ... پیرمردی عصا به دست سوار شد و البته یکنفر هم دستش را گرفت تا راحتتر بالا بیاید ، مرد جوان بلند شد و جایش را به پیرمرد تعارف کرد ... حالا پیرمرد رفت توی فاز نا زکردن و تعارف و ... و من با اخم گفتم : " چرا بیخود ناز می کنی ، یکی بلند شد و تو هم بنشین ، فوقش یک دعایی هم کردی جای دوری نمی رود !؟ فیلم چرا بازی می کنی !! " وقتی نشستن فرمودند شروع کردند از آداب و فرهنگ حرف زدن و قدیم و جدید و ... رسما روی اعصاب همه رفته بود و دو ایستگاه بعدی که پیاده شد باندازه دو ساعت گذشت !! یکی که آنطرف تر ایستاده بود به من گفت : " من نگاه کردم و دیدم بهترین کار را شما کردی و با ایشان تندحرف زدی و بعد فقط تماشاچی بودی !؟ من تا پیاده بشود صد بار توی دلم به  او فحش دادم ، از بس زر اضافی زد !! " گفتم : " فرهنگ را به مردم ما بد تعریف کرده اند و البته ادب را هم و صد البته احترام را هم ... "

امروز یک راننده داشتیم از نوع جاهلی ، یک تسبیح دومتری هم دور مچ اش پیچیده بود و آن یکی دستش هم دو انگشتر خیلی بزرگ داشت ... نمی دانم گزینش راننده ها کیست و یا از کجا جذب نیرو می کنند !؟ تقریبا نود درصد راننده ها با انگشتر بزرگ و مدل هیئتی هستند آنهم ازنوع نچسب اش !! البته دیده ام که بازرس ها هم اغلب یک فاز بالاتر از اینها هستند ، هم در دور کمر و هم در سایز انگشتر و درازی تسبیح !؟ مسیر ویژه در ذهن برخی راننده ها ، حق مسلم تعریف شده است در حالیکه وقتی خط ویژه در جاهایی با خیابان ها و پیاده گذرها متقاطع می شود ، همه ی احکام بصورت عادی در نظر گرفته می شوند ، یعنی شما نمی توانی پیاده را روی خط عابر پیاده زیر بگیری که اتوبوس خط ویژه هستی !؟ یک خانمی از کوچه بیرون آمد و از ویژه رد شد و موقع ورود به خیابان راه ندادند و یک متری بیرون مانده بود و این را تقریبا از سی چهل متری همه می دیدیم ، راننده پایش را روی گاز گذاشت و موقع رسیدن به ماشین ترمز شدیدی زد و چند نفر توی دل هم رفتند ، دادش بلند شد که : " کی به اینها ماشین داده است !!؟ هر کسی هم دستش یک موبایل گرفته و نشسته پشت فرمان !! " گفتم : " همان خری که به شما اتوبوس 18 متری  داده است !؟ دو متر تسبیح دور مچ ات پیچیدی که بگویی خیلی لوطی تشریف داری ، یک راننده بدبخت بیشتر نیستی !؟ " بنده خدا فکر کرد موقع ترمز کردن به جایی خورده ام و عصبی هستم برای همین کش نداد !؟! یک بخشنامه کرده اند و از همه راننده ها امضا گرفته اند که بالاتر از سرعت 40 نروند !؟ از همان روز من هر وقت جلو باشم دقت می کنم و می بینم خیلی از راننده ها ؛ مخصوصا در برخی جاهای خاص (!) بالای 50 می روند تا ترمز بکنند و عرض اندامی بکنند !!!

یکی از دوستان ده دوازده سالی هست که رفته کانادا ... از خانواده خیلی مرفهی تشریف داشتند و اینجا هم که بودند زندگی کانادایی داشتند ولی همشهری هایشان کانادایی نبود !؟ خیلی وقت بود که ازاو خبر نداشتم و تازه دیدم که چند عکس پائیزی و زمستانی از کانادا گذاشته و فکر کردم رفته اند ددر ولی بعدا متوجه شدم که کلهم اجمعین رفته اند !! یک ساعتی در انیستا باهم چت داشتیم و بعد از کلی خوش و بش و تعریف و ... گفتم : " اوضاع آنجا چطور است ؟ " گفت : " اگر ششماه اول سکته نکنی ، بقیه اش خوب پیش می رود !؟ " گفتم : " چطور مگه ؟ " گفت : " وقتی از آن باغ وحش بیرون می آیی ، تازه می فهمی که خودت هم چقدر وحشی شده ای !؟ هر روز برای یک زندگی عادی 10 ساعت اضافه می آوری و کم کم آرام می شوی و می بینی آنهمه عجله و دویدن و ... بیخود بود ، زندگی آنقدر هم که فکر می کردی بدو بدویی نیست و بعد از ششماه آنقدر وقت داری که موقع رفتن به جایی می توانی درختان مسیر را هم بشماری و به هر منظره ای باندازه کافی نگاه بکنی !!؟ " آنها اینجا هم که بودند بقول ما خیلی آرام و امشی زده بودند و تنها کار عجله شان آماده شدن برای باهم رفتن به ددر و کوه بود والا همیشه خدا یک دهم ما سرعت داشتند !!

بنظر من اگر سرعت بیخود را از زندگی هایمان حذف بکنیم ، دو سوم ناترازی ها کاهش پیدا می کند !! امروز در خبر اتوبوسی شنیدم که در جلسه بررسی ناترازی های سوخت ، مسئله ی قاچاق بیست میلیون لیتر در روز جایش را به ناترازی تولید و مصرف داد و اینکه قسمت اعظم خودروها فرسوده و مصرف بالا هستند !! و جالبتر اینکه مدیر تولید موتور یکی از شرکت ها فرموده که ما حالا موتورهای با مصرف پائین تولید می کنیم !؟ این چه ربطی به خودروهای فرسوده داشت را نمی دانم !؟ شاید منظورش این بود که مردم به جای سفرهای پرخرج اروپایی ، ماشینهایشان را عوض بکنند !؟ اگر دولت بخواهد تردد ماشینهای با سن ده سال به بالا را قدغن بکند ، مردم چند سال باید در نوبت خودروی داخلی بمانند و آنهم با چه قیمت های گزافی !؟


نظرات 1 + ارسال نظر
سلام یکشنبه 9 دی 1403 ساعت 16:20

بنده ی خدا پیرمرد تعارفی
هم با غیظ شما روبرو شد و هم با فحش او دلی اون آقا
پیرمردها و پیر زنها چون در منزل همدمی ندارند
دلشون می خواهد در اجتماع اظهار فضلی بکنند
در مورد اون گشت و گداز در بازار حق با شما است
همسایه ما که افسرده شده بود
همین پیشنهاد را از یک روانکاو گرفت که برو بازار فقط مغازه ها را نگاه کن خرید نکردی نکردی
حالش کلا خوب شد
هوای تهران بعد یک بارندگی کم
و وزش باد الان قابل تنفس است
آسمان هم بر زمین بخیل است
یک بارون حسابی نمی زند
فرق بخیل و خسیس اینه که خسیس می خورد ولی بخشش ندارد
ولی بخیل نه خودش می خورد و نه می خوراند
این مثال در مورد بخیل است
نه خود خورد نه کس دهد
گنده کند به سگ دهد
از افاضات سخنران مسجد در شب گذشته بود

سلام
مردم کم‌حوصله شده اند و ضمنا باهم بیگانه تر شده اند ... در مهمانی ها بین فامیل گرمی ایجاد نمی شود الا در تعریف خاطرات دورتر والا هر اظهاری می تواند منجر به اخم شود !؟
نه آسمان بخیل است و نه زمین لیاقتش را بر بخشش از دست داده ، ساز دل مردمان ناکوک شده است ...
حالا فضل پای منبری ها از بالای منبری ها زیادتر است !؟ مخصوصا که پای حرف مفت وسط باشد ...

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد