یادداشت های دادو
یادداشت های دادو

یادداشت های دادو

شنبه پشمی !

 

برادرم از تهران تماس گرفته بود و داخل بازار تبریز یک مغازه ای را آدرس داده بود و گفته بود یک شلوار پشمی از آنجا بگیرم و بفرستم برای تهران !؟ نه اینکه تهران گوسفند و بز ندارد هاااا ... انگار بعضی خریدها از برخی جاها علاوه بر اعتماد و اطمینان ، یک دلچسبی هم دارد !؟

 

مثلا مادرم همیشه تاکید دارد که فلان چیز بخر ، از فلان مغازه ... شیر بخر از فلان لبنیاتی ... برنج بگیر از فلانی !! برای منهم فقط رضایت مادرم و سفارش او مهم هست و کاری ندارم فروشنده کیه و جنسش چطوریه !؟

دیروز عصر ، دنبال کاری توی خیابان دارایی بودم که یهو یادم افتاد که باید سری به بازار بزنم برای خرید شلوار پشمی ... راهم را کج کردم و وارد بازار شدم ... همان بدو ورود انگار دو نفر منتظر یک سروش غیبی بودند تا برسد و آدرس بپرسند ، دو تا آدرس دادم !! آدرس درست دادن به مسافرها در تبریز ، یک جورایی صدقه جاریه محسوب می شود !؟

مغازه ای که مراجعه می کردم یک مغازه نیم متر در یک متر بود که ازدیوار  ورودی یک حیاط تراشیده شده بود !! یک زمانی که بلبشوی انقلاب بود ، یک عده آمدند و از هر جایی که توانستند یک دخمه هایی برای خود درست کردند !؟ دیوارهای با ضخامت یک متر بیشتر را تراشیدند و برای خود مغازه درست کردند !؟ آن زمان هیچکس حواسش به این دله دزدها نبود و بعدها هم که میراث آمد با چندرغاز پول زیرمیزی و توی جیبی و ... و یک استشهاد محلی مبنی بر اینکه این دخمه ها و مغازه ها قبل از ساخت بازار هم موجود بوده است !؟ مسئله را ماست مالی کردند و رفت ... یک نوجوان داخل نشسته بود و با موبایلش بازی می کرد !! قدیم ها وقتی از جلوی مغازه ای رد می شدی صاحب مغازه با انواع تبلیغات ها و سر و صدا و شع رو غزل و ... مشتری ها را برای خرید اجناسش ترغیب می کرد ولی حالا همه مشغول چک کردن انیستا و تلگرام برای یافتن حرفهای جدید برای کارشناسی ، تجزیه و تحلیل بازار بورس و دلار و طلا و ... هستند و تمایل زیادی برای فروش ندارند !! با نوسانات موجود ، ارزش جنس در مغازه تند تند بالا می رود و کار فروش و خرید جنس ، علاوه بر کمی حمالی (!) فقط به سود باربرها و گاری چی ها و ... تمام می شود !؟ قیمت شلوار پشمی را پرسیدم ، 250 - 350 - 850 هزار تومن موجود بود ... یکی انتخاب کردم و قرار شد برویم داخل حیاط و از مغازه بدهد ؛ داخل حیاط مغازه اصلی بود و پدرش آنجا نشسته بود ...سایز را گفتم و در حالیکه شلوار را می داد گفت:" البته یک نوعی هم هست که پرز دار هستند و شدیدا تولید خارش می کنند ، اگر برای باجناق می گیری از آنها ببر ! " و خندید ... توی بازار تبریز ، از قدیم اگر کمی اهل حال و شوخی باشی ، بساط شوخی در هر رِنجی گسترده است ... و از همان قدیم ، روستائیان اطراف تبریز خیلی کم وارد بازار می شدند و اگر هم برای خرید می آمدند بدون اینکه لب باز بکنند ، خریدشان را کرده و در می رفتند چون یکی از عادات ناگوار در روزگار قدیم ، سر به سر گذاشتن با روستائیان و دست انداختن آنها بود !؟ و بلایی که روستائیان بعد از انقلاب بزرگ 57 و مهاجرت بسیار بزرگتر 58 با شهرهای بزرگ ایران کردند ، بنوعی انتقام بزرگ بود ...

حدود یک ربع برایش از پشم و تنوع شلوار و اینکه کاربرد هر کدام برای چه چیزی خوب است حرف زدم و سفارش کردم موقع مراجعه مشتری به جای خزعبلات از آن تعریف ها بکنند !!؟ بعد از گرفتن شلوار ، گفتم : " چون به من گفته اند که از فلان مغازه خرید بکنم ، برای همین کارت را در همانجا خواهم کشید " و دوباره بهمراه نوجوان فوق به ورودی حیاط برگشتیم و کارت کشیدم و آمدم

و اممما تنوع قیمت و نوع شلوارهای پشمی ... شلوار پشمی معمولی را با نخ ریسیده شده و تقریبادرشت بافت تهیه می کنند و عموما توسط اشخاص سرمایی در زیر شلوار و در زمستان پوشیده می شود !! 

شلوار پشمی پرزدار را هم همانطور تهیه می کنند و بدلیل داشتن پف ، گرایش زیادی دارد و خیلی ها ابتدا یک شلوار نازک زیر آن می پوشند تا تولید خارش آن زیاد اذیت نکند... این روزها که انواع بیماری هادر بزرگسالی مد شده است ، اغلب در سنین بالا و برای بیمارانی که حس زیادی در پاها ندارند و خارش را حس نمی کنند، از این شلوارهای ضخیم می برند تا پاهایشان را خیلی گرم نگهدارد !!

شلوار ریزبافت پشمی هم که خوشگلتر و بدون دردسر تر است هم موجود بود ، به قیمت 850هزار تومان !!

زمان سربازی ، یک بلوز شلوار پشمی با کیفیت می دادند که تهیه شده بود برای زمستان و واقعا لباس خوبی بود ،البته من هیچوقت نتوانستم آنها را بپوشم و زود گرمم می شد ... سالها بعد یکی در کارخانه بود که زمستان ها همیشه زیر لباس هایش از آنها می پوشید و می گفت که یادگار زمان سربازی اش هست ؛ یعنی بیش از 15 سال بود که آنها را با خود داشت ... ( برای همین است که تحریم با این ملت نمی تواند کاری بکند !! )

و تا به خانه برسم چند تا مورد خاص هم پیش آمد که حالا کار دارم و اگر یادم ماند یادداشت می کنم تا بیادگار بماند...

 البته این را بنویسم که ضروری است ، سر راه از یک کتابفروشی که کتاب های دست دوم را حراج کرده بود ، چهار تا کتاب خریدم ، هر کدام ده هزار تومان (!؟) که هر کدام از آنها بیشتر از آن شلوار می ارزید !!؟

 

امروز سیزده آبان است ... یک تسبیح مرگ بر آمریکا یادتان نرود ... یادتان هست که آن شیخ بنفش چه گفته بود !؟ فردای همان روز شوم که برادرش را به جرم رشوه و اختلاس می بردند زندان، در جلسه هیئت دولت گفت : " مردم من یک آدرس به شما می دهم که اشتباه نکنید ، ما هر چه می کشیم از دست آمریکاست !؟ " راست می گفت ، داداشش اهل دزدی و اختلاس و رشوه نبود و ترامپ به زور به او رشوه داده بود !؟

 

نظرات 1 + ارسال نظر
سلام یکشنبه 13 آبان 1403 ساعت 20:49

با درود
در ایستگاه های مارو دست فروش ها شلوار و شال و شکم بند جوراب و دستکش می فروشند می گویند از پشم شتر است
البته دیگه هوا اونقدر سرد نیست که نیاز به این اقلام باشد
الان خیلی ها هنوز آستین کوتاه می چرخند
اون ژاکت و شلوار و شال و کلاه سربازی سبز رنگ را هم من تا مدتها داشتم البته لباس کار هم همراهش بود که مدتها برسم یادگاری نگه داشته بودم
خوبه اطلاعات شما در هر موردی وسیع است
در مورد داداش آقای بنفش برادر معاونش و معاونان احمدی نژاد و فرزندان هاشمی و بقیه دهان بسته است
فکر کنم در تمام دولت ها فقط خاتمی است که حیف و میل در دولتش نبود
او هم که ضرب زد

سلام
البته پلیس دزدهای ناشی را می گیرد و دزدهایی که اشتباه می کنند ..
دزد حرفه ای گیر نمی افتد تا بمیرد !!

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد