وقتی ما اراده می کنیم تا یک کاری انجام بدهیم ، همه ی کم و کاستی ها دست به دست هم می دهند تا مقاومت بکنند !؟ چند وقتی بود که می خواستم برای جلوی بالکن یک ام دی اف بزنم تا اگر خوشگل هم نشد ، کج و کولگی های موجود را بپوشاند !!
روی دیوار نیمه کاره بالکن ، یک سیمان پاشی ناشیانه کرده اند در حدی که بشود با راحتی تمام اموات سیمان کار را مورد عنایت قرار داد !؟ و سپس برای پوشاندن گندکاری ها که محصول عجله در تمام کردن یک روزه کار می باشد (!؟) با ورق های نامیزان با پیچ محکم کرده اند و سپس ، شاید بعد از چند ماه یا سال (!؟) سکوریت کار آمده است و بالکن را با شیشه سکوریت کار کرده است و البته چون کار او نبوده و احتمالا صاحب کار هم حضور نداشته !؟ پنجره ها را روی همان کج و کولگی ها گذاشته و بقیه جاها را با چسب آکواریوم پر کرده است و رفته است !!؟
حالا من یک طرح را توی کامپیوتر درآورده ام ، دقیق (!) و داده ام در CNC برش داده اند ، دقیق تر (!) اولی وقت زیاد برده است برای اندازه گیری جای کج و کوله و دومی هم وقت زیاد برده و هم هزینه زیاد ( چون ام دی اف کار هم صنعت کاری از جنس بقیه است و البته بمراتب بی نظم تر ! ) و حالا آورده ام سر جایش نصب بکنم ، بیکباره همه ی عیوب رخ نموده اند !! کمی از آنجا اینوری است و کمی از اینجا آنوری است و کمی هم معلوم نیست کدام وری است ، از هر طرف فشار می دهم یک طرفی می ایستد !!؟
برخی ها به غلط (!) این را غلط کاری های روزمره را به مسلمانی ملت ما ربط می دهند (!) ولی من چون آدم خداترسی هستم (!؟) و می ترسم چنین تهمتی به ملت شریف بزنم (!؟) می گویم که مسلمانی ما هم مثل کسب و کارمان و رفتارمان و گفتارمان هست ... یعنی روز محشر ، اگر یهو دیدیم که ما را در ایستگاهی جمع کرده اند که دو ایستگاه از بت پرست ها عقب تر است (!) بیخود داد و هوار نکنیم و نام این پیامبر و آن امام را نبریم ... چون پرونده و جایگاه ما بر اساس رفتار ما تنظیم خواهد شد نه بر اساس گفتارها و ادعاهای واهی...
===
یک زمان دورتری جایی بودیم و یکی از دوستان داشت برای مغازه اش دکور می زد و ما دورهم چایی می خوردیم و نظر می دادیم و ... یکی از دوستان تعریف می کرد که فقط ما اینگونه نیستیم و کلا جهان سومی ها در همه چیز مشکل دارند که جهان سومی شده اند !؟ و تعریف رفت روی کار کابینت کاران در آلمان و تعریف کردند که شما در آلمان می توانید به یک شرکت ترکیه ای سفارش کار بدهید ( توجه داشته باشید که ترکیه ای ها در این قبیل کارها کمی ازما کمی جلوترند ! ) چند نفر می آیند ؛ البته با یکی دو ساعت اینطرف و انطرف و وسایل می آوردند و یک سر و صدایی راه می اندازند و می برند و اندازه می گیرند و در نهایت در هر گوشه از نصبیات یکی دو سانت کج و کولگی می آید که آن را هم زیر قرنیزها مخفی می کنند !! ( در ایران شما در گوشه و کنار کابینت ها تا ده سانت هم می توانید کم و کاست ببینید !) ولی اگر به یک شرکت آلمانی زنگ بزنید ، قیمتش چند درصد بالاتر درمی آید ولی فرق هایی هم دارد ، مثلا اگر ساعت هشت قرار باشد بیایند ، دقیقا چند دقیقه قبل از هشت یک ماشین با آرم همان شرکت می آید و جلوی ساختمان می ایستد ، سر وقت دو نفر پیاده می شوندو با لباس فرم می آیند زنگ را می زنند ، بدون هیچ وسایل اضافی (!؟) و محل موردنظر را متر می کنند و روی کاغذ محاسبات را انجام می دهند و سپس می روند و ام دی اف ها را برش داده و می آورند و فقط دریل و پیچ گوشتی و پیچ بهمراه دارند و همه را به هم می بندند و بدون سر و صدای اضافی و ریخت و پاش و خیلی مرتب ، کار را تمام می کنند و می روند ... و شما که کار را تحویل می گیرید متوجه نمی شوید که کار را از کجا شروع و کجا تمام کرده اند و تقریبا در همه ی گوشه ها و زوایا ، باندازه یک میلیمتر هم کج و کولگی نمی بینید !!؟ این ربطی به مذهب و سیاست و ... ندارد ، اولا نظم را می رساند و دوما تکنولوژی و کاربلدی را و سوما احساس مسئولیت در قبال سفارشی که به شرکت داده شده است !؟
سلام
از مطالبتون استفاده میبرم، زیاد. در عین حال تک تک نوشتههای شما تلنگری به شخص بنده است، متأسفانه! متوجه میشم که چقدر از نظر ویژگیهایی که لازم بوده در زندگی کسب کنم، عقب هستم.
ممنون
سلام

اینها بیان مشاهداتی که در روزمره با آنها سر و کار داریم ... برخی رفتارها را توجیه می کنیم ، برخی رفتارها را کنار می گذاریم ولی با برخی رفتارها زندگی می کنیم ... و در نهایت می شود این چیزی که بعنوان جامعه ما شناخته و شناسانده می شود !!