یادداشت های دادو
یادداشت های دادو

یادداشت های دادو

پیامی از پاریس ...

 

من اخبار المپیک پاریس را از طریق برخی صفحات مجازی و با تاخیر دریافت می کنم البته دوست هم ندارم که حساس باشم و خیلی پیگیر باشم ... چند روز پیش که خانه مادرم بودم پایتی وی نشستم و مسابقه والیبال برزیل با لهستان را دیدم ؛ البته سه ست را... بازی بسیار زیبا و خوبی بود !

  

و بعد رفتم خرید و برگشتم و بعد از اخبار دوباره سری به شبکه ورزش زدم و این بار بازی آرژانتین با ژاپن بود ... بازی بمراتی بهتر و زیباتر از بازی قبل از ظهر !؟ ژاپن بقدری خوب بازی می کرد که ملیت را رد می کرد و هر تماشاگر می توانست آن را تیم خود بپندارد !؟ کمی هم مدیون قیافه ی ساده و مثبت بازیکنانش بود ... نیشیدا  همچنان بهترین بود!! ایران در خواب هم نمی تواند مقابل اینها سربلند بکند باید سالها بگذرد ، هم تیم ایران اساسا عوض بشود و هم آنها اساسا عوض بشوند !؟

یک مسابقه قایقرانی هم دیدم که دونفره بود و تیم ایرانی بانوان در ردیف پنجم بودند انگار ، شروع خوبی داشتند و در ادامه و به کمک گزارشگر همچنان خوب بودند و موقع رد شدن از خط پایان یادن نیست ششم شده بودند یا پنجم !؟ بهرحال شرط اصلی در المپیک حضور داشتن است و اگر هم مقامی بدست بیاید چه بهتر و برترین شرط این است که اگر مقام نیاوردی حداقل خودت را بیاوری !!؟

و بعد در فضای مجازی دیدم که یکی از قایقرانان بانو گفته بود که اگر شرایط و تمرینات آمریکایی را داشت ، بهترتر ظاهر می شد !!؟ این حرف تازه و عجیبی نبود و شاید به جز یکی دو کشور ، این رویا برای هر ورزشکاری باشد !!؟ ولی وقتی کسی از کشور خودش به مسابقات می رود بهتر است روی پای خودش باشد و رویاهایش باندازه گلیم اش ... کمی غیرت کنیایی داشتن بهتر از امکانات آمریکایی داشتن است !!؟

امروز دوباره خانه مادر بودیم و یک بازی والیبال دیدم بین آلمان و آرژانتین ... بازی خوبی بود ولی نازیبا بود !!!؟ از آلمانی ها انتظار بازی زیبا داشتن سخت است ، آنها مثل ماشین بازی می کنند و قصدشان همان هدفشان هست و آن بردن می باشد و زیاد به زیبایی و تماشاپسند بودن فکر نمی کنند ، آرژانتین را با فاصله و خیلی راحت زدند ...



امروز خبری در بین دوستان و در فضای مجازی پخش شد و آن ورزشکار ترکیه ای بود با 51 سال سن و البته ظاهری بسیار ساده و بی شیله پیله و در حالیکه با آرامش تمام ، یک دست در جیب شلوارش داشت به تیراندازی با طپانچه مشغول بود و مدال نقره گرفت !؟ خوشم آمد و یک استوری هم از آن گذاشتم و نوشتم " پیامی از الپیک پاریس برای تمام جهان و خاصه برای تمام رشته های ورزشی ! " برخی ها که میان دوستانم هم کم نیستند آنقدر درگیر حواشی و وسایل شیک و برندهای گرانقیمت و ... هستند که خود ورزش مثل نخ داخل نبات می ماند و دراین میان چه کسی بیشترین سود را می برد ، شرکت هایی که برندهایشان توسط این ورزشکاران استفاده و به نمایش گذاشته می شود و بنوعی تابلوی تبلیغ برای وسایل آنها هستند ... هفته گذشته ، در صعود به قله سبلان ، نصف کسانی که ا زنیمه راه برمی گشتند ، کفشهای چند ده میلیونی به پا داشتند !! در حالیکه برخی با لباس و کفش و ... که مجموعا یک میلیون هم نمی شدند (!؟) دو ساعت قبل از آنها به قله رسیده بودند ... وسایل خوب و مطمئن داشتن خیلی خوب است ولی نه آنقدر که از خود آدم جلوتر بزند !!

سریعترین دختر ایرانی هم که خیلی یهوئی در دور اول ، از مسابقات حذف شد ... البته این خاصیت المپیک است و کسی که شرکت می کند باید سوابق قبلی اش را فراموش بکند و با آنچه هست وارد میدان بشود !!

 

نظرات 1 + ارسال نظر
سلام شنبه 13 مرداد 1403 ساعت 09:06

با درود
خوبه در منزل مادر فرصت دیدن مسابقه آن هم از نوع والیبال نصیبت می شود
مادر اعتراض نمی کند که برای دیدن من آمدی و یا دیدن تلویزیون ؟
من که فقط دو تا فوتبال آنهم نه تا پایان شدم

سلام
والیبال دیدن نیست که ، نصفش صحنه های تکراری روی اعصاب کارگردان تلویزیونی هست و دیگر اینکه دیدن مادر یعنی در شعاع چند متری مادر بودن والا برای تنظیم سند که نمی رویم ... مثلا والیبال آلمان و آرژانتین سه سوته تمام شد !!

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد