امروز قرار بود بهمراه یکی از دوستان برویم برایش کوله پشتی بخریم ... حوالی ساعت 11 رسیدیم به جایی که چند فقره ورزشی فروش از نوع کوهنوردی وجود دارد و خوشبختانه هیچکدام نبودند و همسایه هایشان گفتند که کمی بعد می آیند !! کمی بعد که تقریبا ظهر می شد !!
تلفنی با یکی از دوستان هماهنگ شدم که تولیدی بزرگ و برندی در زمینه تولیدات وسایل کوهنوردی دارد و قرار شد دو - سه هفته ی بعد یک کوله پشتی در اندازه ای که دوستم می خواهد بدهد !!
تا همینجا هم برای شارژ شدن امروزم کافی بود ... در عرض نیم ساعت با چند نفری از دوستان خوبم حرف زده بودم !! بعد از آن دوستم جدا شدم تا بروم ببینم در بازار چه خبر است !! از یک پل عابر رد می شدم که آسمان آبی و ابرهای سفید که روی قلل برفپوش سهند بودند شدیدا وسوسه ام کردند !! به یکی زنگ زدم که بیا برویم طرف پیست اسکی و برگردیم و کار داشت و نشد که بیاید ! یکی دو نفر دیگر هم جور نشد و خلاصه اینکه به تماشای از دور رضایت دادم !! و ازدور چند عکس گرفتم و البته از آلاله های کنار اتوبان !!
بعد از ظهر در خانه متوجه شدم که بانو کلاس ندارد و برای همین پیشنهاد دادم برویم طرف پیست اسکی و برگردیم !! حوالی ساعت 2/5 بود که راه افتادیم و جاده خلوت بود و تا بخواهی چشم انداز زیبا و آرام و دلچسب !! باد خنکی هم که می وزید و نوراخانیم وقتی باد می خورد ، ذوق میکرد !! به چند گله گوسفند هم برخوردیم و نوراخانیم چنان ذوق کرده بود که می خواست بهرطریقی شده با گوسفندها حرف بزند !! و البته چیزهایی هم می گفت !!
تصاویر زیبایی گذاشتید
سلام
چه عکسهای زیبایی بخصوص عکس آخری ...
اون تک گل زرد رنگ بین آلاله ها هم خیلی توجهم رو جلب کرد
روحش شاد مادرم همیشه میگفت به این گلها دست نزنید چشم درد میاره .. نمیدونم این گفته چقدر واقعیت داشت اما من بخاطر حرف مادرم هرگز جرات نکردم بهشون دست بزنم!
ای جانم زنده باشه دلما خانیم
منم با گربه ها حرف میزنم و احساس میکنم جواب هم میدن!
بیشتر دلشون توجه و مهربانی میخواد تا غذا ...
سلام

روحشون شاد ... ولی کاش دست زدن به آنها واقعا چشم درد می آورد !! تا مردم بی دلیل به گل ها دست نزنند و به تماشای از دور بسنده کنند
ممنون از لطف شما
سلام مجدد
یه نکته جالب در مورد عکس ماقبل آخر یافتم!!
دشت کاملاً سبز و بهاریه اما برف روی کوهها سفید و زمستونی!
برف های روی این قله در برخی جاها تا اواسط تیرماه میمانند
