امروز اول از همه اتاقم را مرتب کردم و بعد از مدت ها تختم از زیر لباس ها بیرون آمد و دل کمد خالی پر شد !! در همین ذوق و شوق ها بودم که رگبار جویندگان وایبری بلند شد ، طبق معمول یکی از دوستان بدخواب شده بود و دست به راه اندازی گروه کرده بود ؛ این بار به نام نجاتگران هلال احمر ...
گاهی اوقات آدم به ذوق و شوق دیگران شک می کند ، بهرحال باید دلیلی داشته باشد اینهمه خود را به آب و آتش زدن و آسمان را به زمین دوختن و از این حرف ها !! کار زیادی نداشت ، یک انتخاب و بعد پاک کردن گروه !!
کار کردن ، آنهم از نوع خدماتی ، دیگر داد و هوار نمی خواهد !!
-=-=-=-=
مطلبی در صفحه ی یکی ا زدوستان م یخواندم در باب قضیه ی خیلی ملموس " لایک کردن " ، و فردی سوال کرده بود که چرا و بر چه اساسی به مطالب دیگران لایک می گذارید !؟ داستانش را هر کس که وارد بازی شده است می داند ، یکی هم که زیاده خوش ذوق بوده در این مورد شعری گذاشته بود که چنین برمی آمد از شخص ثالثی بوده باشد ، برای همین منهم بدون نام در اینجا درج می کنم تا بماند برای آیندگان !!
بیت آخرش .........
