امروز صبح رفته بودیم کارخانه ، تعهد کاری دارد ما را از پا می اندازد !! از همان دمدمای روشن شدن هوا ، دل آسمان جوری گرفته بود که می توانست چند روز پشت سر هم هق هق کنان گریه بکند ...
کم کم نشانه هایی از بارش برف در دومین روز دیماه نمایان شد ، آسمان را نگاهی کرده به همکارم گفتم : " به گمانم تا فردا نیم متری برف روی زمین داشته باشیم !! "
یک ساعت بعد برف قطع شده بود و همکارم به طعنه گفت : " تو به جای کارخانه باید می رفتی هواشناسی !! " گفتم : " فرق من و هواشناسی این است که ماهواره های آنها از بالای ابرها به زمین نگاه می کنند و من از روی زمین ، قرار نیست ندیده ی من مثل دیده ی آنها باشد !! "
===
شب رفتیم ددری در دور شهر ، شام کثیف هم خوردیم و کلی حرف زدیم ، از اینسو به آنسوی کره زمین می رفتیم ، بی روادید و بی منت پاسپورت و دردسر گمرک و ... ویکتوریا در کانادا و پاریس در فرانسه و ... ژول ورن نوشته بود " دور زمین در هشتاد روز ، ما زمین را دور زدیم در 2 ساعت !! پربار بود و بی دردسر !!
بعد از شام رفتیم بستنی هم خوردیم ؛ آنهم زیر بارش شدید برف ... البته کمی پائین تر از برف خبری نبود ، ولی تا صبح من به همان نیم متر برف امیدوارم !!
Bah bah kefiz Olsun
سلام
دادو خان کمیت مهم نیست کیفیت مهمه
ما یاد شما هستیم این شمایید که پاک مارو از یاد بردین
سلام
مطمئنا از یاد نرفته اید ... حتی برای یک روز !!
بالاخره نیم متر برف اومد؟
نیم میلیمتر و یک متر سرما !!
چقدر دلم بارون میخواد اونم چند روز پشت سرهم با رعد و برق با سرو صدا.. گاهی هم نم نم با هوایی مه آلوده مثل دلم..
انگار واقعا خدا قهرش گرفته
سلام
شاید خدا اخمش گرفته !!
با قهر خدا که نمیشه ساخت !! کار آدمو می سازه