داستان سلمانی رفتن اسکندر را قبلا هم نوشته بودم ،
اسکندر به سلمانی می رود و استاد سلمانی حین کوتاه کردن موهایش متوجه می شود که دو برآمدگی در کله ی اسکندر وجود دارد ، یک چیزی شبیه جای شاخ !!!
درویش را دم غنیمت است ، ما را نت لاک پشتی !!!
دیشب یهویی نتمان صفحه زرد بالا آورد که دخل و خرج ات نمی خواند !! منهم رفتم ار درگاه بانک ملی پول واریز کردم ولی بانک ملی خوشش نیامد و مرا سر کار گذاشت ، تا اینکه امروز از درگاه بانک ملت پول ریختم و چند دقیقه ای است که مجوز ورود به فضای مجازی را یافته ام !!!
برای این چلاق ننه مرده (!) چه منتی هم می کشیم !!!