این روزها میدان بازی های المپیک داغ است و داغتر از ان میدان داری یک عده لوس بنام مجری که با آتش به اختیار تمام می توانند هر حرفی بزنند (!) و به هر طرف که خواستند بتوپند (!) و ژست عقل کلی بگیرند (!) وتازه با استفاده از اصطلاحات خارجکی کلاس بگذارند !؟
در مورد سبک بودن این شغل و اینکه سر و تهش ... نیست کسی شک ندارد ولی اینهمه آتش به اختیاری برای یک صنف بی ارزش (!؟) جای سوال دارد و اینکه یک بیکاری هست که شاید هم از شاغل ها زیادتر حقوق می گیرد و کارش این است که می نشیند تا ببیند کدام وزیر در حین حرفهایش یک کلمه خیلی مصطلح خارجی را بکار برد تا علم کند و از زبان پارسی تا پای جان دفاع بکند ... آنهم کلماتی که معادل فارسی شان تولید بنگاه آهنگر دادگر می باشد و تقریبا 99درصدجامعه قبول ندارد !! امروز گزارشگر تکواندو رو دست همه زده بود و کلمات خارجکی را آنقدر ناشیانه استفاده می کرد که بدجوری توی چشم بود ...
آیا کسی که به یک وزیر باسابقه و احیانا با سواد بالا برای بکار بردن فلان کلمه خارجی ولی مصطلح در زبان فارسی گیر می دهد ، نمی تواند به یک مجری و گزارشگر بیسواد فوتبالی یا رشتههای دیگر گیر بدهد که حداقل شما واژه های نامصطلح را به زور در ادبیات مصطلح نکن !!؟
امروز روز خبرنگار می باشد ... البته این روزها بخاطر بسته بودن فضای رسانه ای (!) بیشتر خبرنگارها برای چندغاز درآمدی که دارند صرفا در کار بازنشر خبر رسانه های بالادستی هستند تا اینکه دل آن را داشته باشند که خبری را از صفر نشر بدهند و در این میان خودسانسوری اختیاری و سانسور اجباری آنها را در تنگنای اخلاقی و غیراخلاقی شدیدی قرار داده است !! با این حال باید گفت روزشان گرامی
فضای مجازی با همه ی دروغهایی که دارد ، نظارت های خاصی که دارد ، فضای مساعدی هم دارد تا اگر خبر مناسبی بود ، از طریق هر کسی منتشر و بازنشر شود و حداقل فشار رسانه ای غلط را حذف می کند ...